مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
991
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1314 ] فصل [ بيست و دوم ] : در نفخهء رحم « 1 » و سبب وى ، ضعف قوتهاى رحم است . و موجبات ضعف قوتهاى او ، سوء مزاج سرد غير مفرط است يا دشوارى زائيدن يا سرماى سرد كه سر رحم را سرد كند . و ظاهر است كه چون قوتهاى رحم ضعيف شود ، هر غذا كه به آن رسد به واسطه ضعف حرارت مستحيل به رياح گردد و آن رياح در عمق رحم يا در زواياى او يا فىمابين خلل اجزا و ليفهاى او محتبس شود و نفخ آرد . [ 1315 ] انتباه : سوء مزاج سرد كه مفرط بود كشندهء حرارت است و موجب نفخ نمىتواند شد ؛ « لأنّ النفخ لا يكون الّا بالحرارة القاصرة » « 2 » . علامت مرض مذكور [ آن ] است كه در عانه و آنچه بدان نزديك است به اسفل بطن ، ورم ريحى و نفخ پديد آيد مع الوجع و باشد كه تا كش ران و فم معده و حجاب متأدّى گردد وجع و چون دست بر ورم زنند آواز طبل دهد و لهذا بعضى در تعريف او گفتهاند كه حالتى است شبيه به استسقاء طبلى و باشد كه وجع او منتقل بود و قراقر و ضربان كند و باشد كه تا آخر عمر در اين علت بماند و دوا نپذيرد . علاج : جهت تنقيهء بدن ، ايارجات دهند . و براى تسخين رحم و تلطيف و كسر رياح ، جوارش كمونى و سنجرنيا و ماء الاصول و به زور [ يعنى ماء البزور ] بخورانند و ادويهء مسخنهء منقّيه باد ، چون بابونه و شبت و مرزنجوش و پودينه و سداب و تخم كرفس و باديان و برنجاسف و زيره و نانخواه استعمال نمايند حقنا و فرزجا و ضمادا و تكميدا و آبزنا . و سزاوار آن است كه روغن سداب و شبت [ در ] زير ناف و پشت و زهار بمالند و آنچه در استسقاء طبلى است در اينجا نفع دارد . انتباه : امراض ثدى يعنى پستان ، بعد [ از ] امراض قلب به باب مستقله ذكر كرده شد .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Physometra or airgas in the uterine cavity . ( 2 ) . ترجمه : « چون در توليد نفخ ، ضعف حرارت حتما بايد باشد » . م .